|
 من در تــن خـــود رگ ِ کيــانی دارم در رگ همه خــــون ِ پهلـــــوانی دارم بگذشته هــزار و چارسد سال و هنوز در دست درفـــــش ِ کـــاويانــی دارم دکتر جلال خالقی مطلق از برجسته ترين پژوهندگان و شاهنامه شناسان پشته ی ايران است که به ويژه دمادم ِ چند دهه ی گذشته را با شاهنامه به سر آورده، با دستی پُرو پيمان، بر و بار کاخ ِ بلند و گزند ناپذير فردوسی را پيراسته است. خالقی با دانش و شايستگی درخور ستايشی، روز و روزگار پر فر و فرهنگ ايران کهن را، که شايسه و با شکوهش يافته است. چون چلچراغی فروزان، روشنگر راه می سازد تا همه ی جهانيان و به ويژه مردمان اين پشته ی فرهنگمند، آن را چراغ راه ِ آينده ی خود سازند. استاد خالقی فرهنگش را می پويد و می چويد و می نمايد و در اين جا و آنجا سخن راندن اش و يا با اين و آن سخن گفتنش، انگيزه ی بستنگی و وابسنگی اش به اين دولتمدار و آن زورمدار نيست. او همچنان که خود می سرايد:
يک کوزه ی کار ِ دست کاشان دارم يک قـالی دست باف کـرمان دارم يک جعبه ی خاتم از صفاهان دارم يک سينه ی پُر ز مهـــر ايران دارم سينه ای پر از مهر ايران دارد و در دکانش به جز از فرهنگ شايسته و خجسته ی گشته ی ايران نيست. اين را ياد آوری می نماييم تا مبادا از ما بهترانی از در اينجا و انجا بودن ايشان سودجويی نمايند و ايشان را از بستگان و وابستگلن خود بر شمارند و به نمايش نهند. استاد مطلق فرزند ايران، شاگرد فردوسی و پيرو انديشه های نيکوست و به همانگونه که می سرايد در تن رگ کيانی و در رگ خون پهلواند دارد. در دنباله برگزيده ای از گفتگوی استاد با بانوی خبرنگار ِ تارنمای ِ ميراث فرهنگی در دسترس شما گذاشته می شود. شاهنامه و ايران
خالقي مطلق : فردوسي هم شاعر ملي هم راوي تاريخ ايران است دكتر جلال خالقي مطلق استاد زبان و ادبيات فارسي است. او ارزشمند ترين ويراستاری شاهنامه را با نگرش به چندين و چند شاهنامه ی نوشته شده و يا چاپ شده در جا به جای ِ جهان، سر انجام بخشيدد. استاد خالقی درازای ِ۳۶از زندگی خود را بر سر اين کار نهاد، شاهنامه های گوناگون را در هر کجای گيتی که يافت شدند به بررسی نشست، سره و ناسره کرد و گردآمده ای درخور نگرش و پاس و سپاس را در دسترس دوستداران گذاشت. نامبرده در گفتگويی روش نگرش و نگارش ِ استاد ِ سخن، فردوسی توسی را در گفتوگويی چنين بر می شمرد: :« فردوسي به مجموعه ميراث فرهنگي ايران پيش از اسلام و به ويژه ساساني توجه داشته و شاهنامه او به روش خداي نامه نويسيها كهن آميخته اي از افسانه و تاريخ است.» . به باور بيشتر شاهنامه شناسان، ويراستاری و پالودن( تصحيح) شاهنامه فردوسي توسط جلال خالقي مطلق که با بهره گيری از شيوه های پيشرفته و دانش پژوهانه همراه بوده است از نامدارترين ويراستاری هاي شاهنامه خواهد بود. به گفته ی دکنر خالقی: فردوسي دو وجه شخصيتي مهم دارد: فردوسي شاعر و مورخ. فردوسي يك شاعر و مورخ بزرگ ملي است.» بنا بر باور خالقی ارزش ادبي سرودهای ِ شاهنامه بيش از همه در بخش نخستين آن به چشم ميخورد: « شما در قسمتهاي نخستين شاهنامه به ويژه در بخش اساطيري آن اوج شعر ايراني را مي بينيد. در بخش حماسي مانند هفت خوان رستم و يا اسفنديار، داستان هايي كه با زبان خود ما را تحت تاثير مي دهد.» وي اهميت بخش دوم شاهنامه و آن جايي كه بخش تاريخي شاهنامه ميدانند را كمتر از بخش اول آن نميداند: « فردوسي مورخ در بخش دوم شاهنامه است. او يك مورخ ملي است چون تاريخ ايران را ميگويد . فردوسي برخلاف مورخاني مانند محمد جرير طبري يا دينوري يا مسعودي در كتاب خود تاريخ عمومي جهان ارائه نميدهد. تاريخ ايران دغدغه شاهنامه و فردوسي است. او در عين حالي كه خيلي دقيق و امانتدار است، تاريخ ايران را بازگو ميكند. متاسفانه به اين وجه شخصيت فردوسي كه كمتر پرداخته شده است. شعر فردوسي بر وجه تاريخي آن متاسفانه سايه انداخته است كه جاي افسوس دارد. خوانندگان و پژوهشگران بايد به بخش دوم شاهنامه توجه بيشتري كنند. » فردوسي مورخ ملي است چون تاريخ ايران را ميگويد . فردوسي برخلاف مورخاني مانند محمد جرير طبري يا دينوري يا مسعودي در كتاب خود تاريخ عمومي جهان ارائه نميدهد. تاريخ ايران دغدغه شاهنامه و فردوسي است. وي با اشاره به اين كه بخش تاريخي شاهنامه از ارزشمندترين سرچشمه هاي تاريخ ايران در پيش از اسلام است؛ می افزايد: «آگاهيهاي تاريخي، آداب و رسومي كه بوده و حتي ادبيات دوره ساساني كه ادبياتي متفاوت از دوره اشكاني هست در شاهنامه بايد مورد بررسي قرار گيرد. فردوسي در روايت تاريخي از روي يك ماخذ مدون استفاده كرده اما جايي كه ماخذ نداشته از خودش داستان ننوشته است. علي رغم اين كه شاعر بوده است مي توانسته از داستان سرايي در روايت تاريخي استفاده كند،اما روايت تاريخي را آن چنان كه بود ،آورده است. فردوسي از خودش داستان نساخته اما سخن را پرداخته است. » نامبرده در باره شماری از داستان هايی (روايت هايی)، مانند داستان خسرو پرويز و كفشگر زاده كه تنها در شاهنامه آمده است، يادآوری ميكند كه فردوسي برخلاف ساير نگارندگان هم دوره خود دست به گزينش نزده، همه داستان ها يا روايتها را آورده است: « طبري و ديگر مورخان در ماخذي كه داشتند، مثل خداي نامه ابن مقفع دست به انتخاب زدند . در حالي كه مورخان ابومنثوري قسمتي كه مربوط داستان بوده را تماما ترجمه كرده و فردوسي همه را به شعر در آورده است.ساير مورخان حتي ثعالبي در غرر الاخبار با اين كه از منبع فردوسي استفاده كرده است اما هرجاي كه پسنديده است به نثر در آورده است.. اين موضوع مهمي است كه مولفان شاهنامه ابومنثوري قصدشان ترجمه كامل يكي از نسخه هاي خداي نامه بود. اما مورخان پيش از فردوسي از اين ترجمه خداي نامه به عربي به طور كامل استفاده نكرده اند. آن جايي را مورد استفاده قرار دادند كه به نظرشان جالب بوده يا مورد نظر هيات هاي حاكمه زمان خود بوده است . در ميان مورخان دوره ميانه تاريخ ايران هيچ كس به اندازه فردوسي مستقل عمل نكرد.» به باور خالقي مطلق: «تفاوت فردوسي با ساير مورخين ـ((در اين می باشد که آنها))ـ تنها به تاريخ نگاه مي كردند كه تازه همان هم مقداريش تاريخي نيست. در حالي كه فردوسي به مجموعه ميراث فرهنگي ايران پيش از اسلام و به ويژه ساساني توجه داشته است. چه تاريخ چه ادبيات. شاهنامه او به دنبال روش خداي نامه نويسي هاي دوره پيش از اسلام است. آميخته اي از افسانه و تاريخ . بسياري از اين اعتقادات در همان افسانه ها مي آيد و آن جايي كه تاريخ و اخبار وقايع است هم آورده است. فردوسي به تاريخ بسنده نكرده است توانسته ميراث كهن ايراني را در قالب زبان فارسي زنده نگهدارد. ما از راه شاهنامه نه تنها به بخشي از تاريخ ساساني كه به افسانه ها و داستان هاي ملي ايراني دست پيدا مي كنيم.» زماني بيشتر از سرودن شاهنامه براي تصحيح آن دكتر جلال خالقي مطلق يكي از کوششگران در پهنه ی پالايش شاهنامه می باشد كه بيش از 36 سال از زندگی خود را بر سر پالودن شاهنامه گذاشته است. تا كنون شش دفتر از اين شاهنامه كه به چاپ شده است و دو دفتر يا جلد ديگر نيز به همراه نوشته های پيرامونی و واژه نامه به زودي به چاپ خواهد رسيد. وي در باره ی روش کارش چنين می گويد: « شيوه كار ما اين بوده كه در ابتدا چهل و پنج دستنويس شاهنامه را بررسي كرديم. اين دست نويس ها كه از قرون نهم دهم هجري باقي مانده است. در ميان اين چهل پنج نسخه، پانزده نسخهاي كه به تشخيص ما بهترين بودند انتخاب شدهاند. كار را با استفاده از آنها به اضافه ترجمه عربي بنداري شروع كرديم. تفاوت اين شيوه تصحيح در اين است كه ما ابتدا دست نويس هاي شاهنامه را بررسي كرديم و به طور اتفاقي يكي از آنها را انتخاب نكرديم. اين انتخاب خودش ده سال زمان برد. بررسي نسخه هايي بر طبق محكهاي بررسي كرديم كه ببينم اعتبار دارد يا نه و بعد پانزده نسخه را از ميان اين نسخه ها برگزيديم.» « اختلاف نسخه ها را به صورت كامل حتي اختلاف املا را مورد بررسي قرار داديم و در حواشي نوشتيم. هيچ اختلافي را جدا و به دور نيانداختيم تامنتقدان بتوانند از طريق حواشي اين اختلافات را بررسي كنند. من در پيشگفتار اين تصيح نوشته بودم كه ما روشي رسيديم كه تصحيح بدون حواشي منتشر كنيم. ما 36 سال وقت صرف كرديم. بيشتر از آن چيزي كه فردوسي صرف كرده بود . البته اگر زمان صرف شده توسط من و همكارانم محاسبه شود به دو برابر زماني ميرسيم كه فردوسي به نگارش شاهنامه مشغول بوده است. » وي درباره جمع آوري اين نسخه ها ميگويد: «نسخه هاي شاهنامه خيلي پراكنده و امكان دسترسي به آن ها مشكل است. برخي از اين نسخهها در كتابخانه هاي شخصي بود. ناچار بوديم ميكروفيلم اين نسخه ها تهيه و آن را چاپ كنيم. در نتيجه ما اين ها را سفارش مي داديم. پول هنگفتي براي اين ميكروفيلم ها از جيب خودم دادم. مدت ها نامه پراكني كرديم . برخي از نسخه ها را هم از طريق دانشگاه به دست آورديم.» ما 36 سال وقت صرف كرديم. بيشتر از آن چيزي كه فردوسي صرف كرده بود . البته اگر زمان صرف شده توسط من و همكارانم محاسبه شود به دوبرابر زماني ميرسيم كه فردوسي به نگارش شاهنامه مشغول است. در اين بررسي خالقي مطلق ابيات الحاقي ، چگونگي تحول زبان فارسي را در نظر گرفتن و بعضي واژه هاي اصيل كهن و شيوه فردوسي را در نسخه ها به عنوان مدل و الگو قرارداده و نسخه ها براساس آن ها بررسي و مقابله شده است:« اگر پنجاه نكته اي كه مورد قبول ما بوده نسخهاي بوده كه هيچكدام از اين خصوصيات را نداشته است. يا يكي دو مورد داشته و اين نشان ميداده كه اين نسخه درجه اعتبارش چقدر است. يا اين كه بخشي از اين نسخه و اين روشي بوده براي اعتبار نسخه ها به كار رفته است. » خالقي مطلق تاريخ نسخه ها را مسئله ديگري براي پی بردن به درستی و يا نادرستی يك نسخه ميداند: « تاريخ نسخه ها كافي نيست. ممكن است كه يك نسخه اي كه جوان تر است از روي نسخه اي كار شده باشد كه تاريخ كهن تري دارد و ارزش بالاتري داشته باشد. منتهي نسخههايي كه تاريخشان كهن است از يك اعتبار نسبي برخوردار ميشو.ند و احتمالا كمتر تحريف شده اند. اما اين اعتبار مطلق نيست .» كهنترين نسخهاي كه براي تصحيح اين شاهنامه مورد مقابله قرار گرفت نسخه كتابخانه فلورانس بود:« كهن ترين نسخه شاهنامه نسخه كتابخانه ملي فلورانس است. مورخ 614 هـ.ق است كه فقط نيمه اول شاهنامه را در بر دارد ولي كهنترين نسخه كامل شاهنامه, نسخه 675 هـ.ق محفوظ در موزه بريتانيا در لندن است. در فاصله سرودن شاهنامه و كهنترين نسخه كامل بيش از دو قرن فاصله است و در اين فاصله هيچ نسخهاي به دست ما نرسيده ترجمه بنداري پنج شش سالي بعد از اين ها آماده شده است و نسخه اي كه اساس ترجمه بنداري بوده كهن تر از نسخه فلورانس بوده است. منتهي ترجمه بنداري هميشه كمك نميكند ،چون ترجمه لفظ به لفظ نيست. بلكه گاهي به اختصار ابياتي را مي اندازد. ترجمه بنداري چند نسخه دارد كه در برلين است. كه در سال ها پيش در آلمان چاپ هم شد پس نيازي به نسخه خطي نداشتيم. » وي در باره ی ارزش اين دوره می گويد: « تصحيح شاهنامه دو مرحله دارد. يكي مسئله متن آماده شده است، كه من به عنوان كسي روي آن كار كرده ام نميتوانم نظري بدهم. منتقدان بايد به آن پاسخ دهند. آن ها بايد مقايسه كنند و ببنيد ما به متن كهن تري رسيديم يا نه. اما مورد نوع تصحيح و حواشي شاهنامه است و سيستمي كه براي ثبت نسخه بدل ها شده ، به جرات مي توانم بگويم براي نخستين بار در ايران انجام شده است. اين شيوه تصحيح نه در مورد شاهنامه كه در مورد هيچ اثر ديگري نبوده است. شيوه علمي كه بسيار مهم بوده است شاهنامه تصحيح شده وي و همكارانش كه در آمريكا به چاپ رسيده نه تنها يكي از نسخههاي بی مانند و كامل شاهنامه است؛لكه با بهايی نزديک به 6 هزار دلار يكي از گرانترين نسخههاي پالوده شده ی شاهنامه می باشد. وی برای کاستن از بهای گزاف اين دوره از شاهنامه، بنا دارد که پس از چاپ هشت دفتر شاهنامه آن را يكجا در ايران چاپ و پخش كند. |