|
منتشر
شد
http://gloriousmillenaries.blogspot.com/

با پاس و سپاس فراون از ياران مهربانی که
ما
را
از اين کار آگاه ساختند
ناشر: مؤسسهي فرهنگي – انتشاراتي گرگان
شمارگان: 5000
تاريخ چاپ: 1384
فهرست مطالب:
بخش يكم: هخامنشيان
1-1- كليات
2-1- داريوش بزرگ؛ شاه مردمان بسيار يا مُردگان بسيار؟!
3-1- پيشينهشناسى اصطلاح آريا
4-1- پيشينهشناسى نام پارس
بخش دوم: اشكانيان
1-2- كليات
2-2- تبارشناسى اشكانيان
3-2- زبانشناسى اشكانيان
بخش سوم: پيوست
1-3- فردوسى
بخشى از پيشگفتار كتاب
در آغاز، اين اربابان ايدئولژي ماركسيسم-لنينيسم در شوروي سابق
بودند كه از اوايل قرن بيستم تا ميانههاي آن، در تلاش براي افزايش
و گسترش منافع و مرزهاي خويش، در فراسوي خاك خود، به ترويج ايدئولژيهاي
قومپرستانه و قومسازانه روي آوردند تا بدين وسيله، با تجزيهي ملتهاي
واحد به انبوهي از قومهاي منفرد و جداگانه، كه خلقهاي به اصطلاح
آزاد خوانده ميشدند، و آوردن اين تودههاي اقماري به زير يوغ
شوروي و كمونيسم، كه گويي آزادي و رهايي را براي آنان به ارمغان
آورده بود، اردوي خويش را بزرگتر و گستردهتر سازند و منابع
انساني و اقتصادي نامحدود و رايگاني را براي استواري پايههاي خود
و نيز ستيزههاي پيدا و پنهان خويش با بلوك غرب، فراهم آوردند.
اما اينك در قرن بيست و يكم، نو-استعمارگران جهان غرب، در تلاش
براي ايجاد «دموكراسيهاي موزاييكي»، يعني پديد آوردن كشورهايي
خُرد، ناتوان، به ظاهر دموكراتيك، و كاملاً وابسته به غرب، از طريق
فروپاشاندن كشورهاي بزرگ و توانمندِ چند-فرهنگي، به گونهاي ديگر،
به احيا و تحريك و تقويت جريانات قومپرست و تجزيهطلب (مانند
پانتركيسم و پانعربيسم) روي آوردهاند.
در همين چارچوب، افراد و گروهكهاي قومپرست داخلي، كه رسانههاي
گوناگوني را در اختيار دارند، با تضعيف، بل كه تخريب هويت ايراني
از طريق تحريف و مخدوشسازي تاريخ و تاريخسازان پرافتخار ايران، و
جعل و خلقِ مفهوم قوميت براي فرهنگهاي محلي ايران و رويارو ساختن
آنان با يكديگر، و با داشتن گفتماني نژادپرستانه، تخيلگرايانه، و
پرخاشجويانه، يكسره و پيوسته در تلاش و تكاپو براي فروپاشاندن
وحدت و يكپارچگي ملي و تماميت ارضي ايران و ايجاد حكومتهايي به
اصطلاح خودمختار و يا الحاق آنها به برخي كشورهاي همسايهاند.
در طول چند سال اخير، ظهور نويسندگاني كه پيوسته و هدفمند، با
استفاده از ادبياتي كه در آن نژادپرستي و ميهنستيزي رشد
فزايندهاي دارد، به انكار و تخريب ريشههاي تمدن و فرهنگ و هويت
كهن و اصيل ايراني روي آوردهاند، ابعاد عظيم توطئهي بيگانگان جهت
لطمه زدن به كشور و ملت ايران، و ضرورت مقابلهي بنيادين با چنين
تحركات مخربي را بيش از پيش آشكار و نمايان ميسازد.
از سال 1379 بدين سو، نويسندهاي به نام ناصر پورپيرار، با انتشار
مجموعه كتابهايي با نام كلي «تأملي در بنيان تاريخ ايران» و از
سال 1382 با راه اندازي وبلاگي بر روي شبكهي اينترنت، گفتمان
كمابيش جديد و بيسابقهاي را طرح و ترويج نمود كه هدف و نتيجهي
آن، تحريف و تخريب تاريخ و تمدن ايران، تحسين و تجليل قوم عرب، و
رويارو ساختن مليت و مذهب بوده است.
وي با بهرهگيري از ادبيات و لحني يكسره پرخاشگرانه، موهن و
خودپرستانه، و با كاربرد داستانپردازي، اوهامبافي و دروغسازي،
در نگارش آثار خود، به انكار كامل فرهنگ و تمدن پربار ايران باستان
و تهي انگاشتن آن از هر گونه دستآورد و افتخاري، و تخريب چهرهي
شخصيتهاي تاريخي و علمي ايران پرداخته و باور جهاني موجود
دربارهي پيشينههاي غني فرهنگي و تمدني ايران را توهمي القا شده
از سوي يهوديان و حاصل توطئههاي سازمان يافته و ديرينهي صاحبان
كليسا و كنيسه قلمداد كرده است.
كتاب حاضر، با اتكا به اصول و شيوههاي علمي، به سادگي و وضوح نشان
داده است نظرياتي كه ناصر پورپيرار دربارهي تاريخ و تمدن و فرهنگ
ايران پراكنده ساخته، در حدي وصفناپذير و شگفتانگيز، نامستدل و
نامستند، متناقض، بيبنيان و خودساخته، آكنده از تخيلات و توهمات
شخصي، و مبتني بر انديشهها و پيشفرضهاي قومپرستانه است.
اين كتاب آشكار خواهد ساخت، همهي هزارههايي كه تاريخ ايران پشت
سر نهاده است، يكسره و پيوسته، پرشكوه، درخشان، و افتخارآفرين
بوده و هر گونه تلاش و تكاپويي براي مخدوشسازي اين هزارههاي
شكوهمند، باطل و محكوم به شكست است.
«هزارههاي پرشكوه»، در كنار برآوردن اين هدف، كوشيده است تا با
ارائهي جديدترين دانستهها و رهيافتهاي تاريخي، باستانشناسي و
زبانشناسي، كه در داخل ايران چندان دستياب نيست، دستمايهها و
مواد و منابع بايسته و بسنده را براي پژوهشگران و علاقهمندانِ
حقيقتجويِ تاريخ و فرهنگ ايران، فراهم آورد.
عرضه شده در: نمايشگاه بين المللى كتاب تهران، 23-13 ارديبهشت ماه
1385
سالن 27، غرفهى 42، انتشارات گرگان

|