|
سردبير
نوروز
در راه است!
نوروزِ پيروز در راه است!
نوروز
کهنسال در راه است!
نوروزِ
ديرپایِ ديرپايندهی هميشه جاويدِ همواره جاودان در راه است.
نوروزِ
ديروزيان،
نوروزِامروزيان،
نوروز
فرداييان،
نوروزِ
همواره با رسايی و راستی و مهرِميهـنزيان در راه است!
نوروز
جمشيدی،
نورز زرتشت،
نوروز فردوسی و خيام و حافظ، نوروزِ عيدی دادن و عيدی گرفتن و بخشيدن
ها، نوروز
ديدن
و
بوسيدن
و تازه کردن ديد و ديدارها در راه است!
نوروز
در راه است:
با بوی
دلنشين عيدش!
با
آيين ِ آيين مندِ و ديرين و شيرينش!
با رنگ
زندگی بخشیِ به دار و درخت و سبزه و چمنش!
با شور
و شادیِ دلنواز و آتش بازیِ
دلنشينش.
با آتش
و جشنِ سوريش.
با
حاجی فيروزِ سرخ نشان و عمو نوروز در دل مکانش.
با
سفره هفت سين رنگارنگش.
با سير
و سماق و سمنو و سيب و سنجد و سنبل و سکه و
سرکه و
آيينه و شمع و شکر و
شيرينی و
شرابِنابش.
نوروز
با بوی بيد و بيدمشک و ياس و ياسمنش در راه است،
نوروز
می آيد و
خوش می آيد تا
"نفس باد صبا را مشک فشان و عالم پير را دگر باره جوان کند".
پس
خانه بتکانيم.
خانه را
از اندوه و غم.
و به ياد
آوريم
خانه و
کاشانه و آب و خاکی که مهرش را همواره چون آتش ِ درون،
افروخته
داريم. مهری ابدی که نمیتوانش از دل برون کردن.
خانهبتکانيم، چرا که بگفته نويسنده گمنام تاريخ سيستان:
"اندکی شادی بايد که گاه
نوروز است".
پس
ای تو همميهن، ای تو همآرمان و ای تو همانسانِ نوروزی، همگام با
حافظ :
بيا
تا گل برافشانيم و می در ساغر اندازيم
فلک
را سقف بشکافيم و طرحی نو در اندازيم"!
نوروز
در راه است
نوروز
در راه است و
مردمان
دِيده،
ديده در راهش.
نوروز
در راه است
نوروز ۳۷۴۴ خورَشيدی زرتشتی
۲۰۰۶ خورَشيدی ترسايی
۱۳۸۵ خورَشيدی اسلامی
|